ذبيح الله صفا

570

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

از نياكان عراقى و مثلا مربوط به همان عبد الغفار باشد كه حمد اللّه نسبت جوالقى را بعد از نام او آورده است . خاندان عراقى اهل علم بوده‌اند . نويسندهء مقدمهء ديوان او گويد كه « آبا و اجداد او جدّا فوق جدّ علما و افاضل بوده‌اند » و ولادت ابراهيم درين خاندان بسال 610 هجرى اتفاق افتاد . البته بتاريخ ولادتش در هيچيك از مآخذ اشاره‌يى نشده است ليكن نويسندهء مقدمه و جامع ديوان او در پايان مقدمه‌اش چنين آورده است « گويند كه چون شيخ فخر الدين بجوار رحمت حق پيوست سنّ او بهفتاد و هشت رسيده بود . وفات او در هشتم ذى القعدهء سنهء ثمان و ثمانين و ستمائه بوده است » يعنى عراقى در سال 688 كه سال وفاتش بود 78 سال داشت و بدين تقدير ولادتش بسال 610 هجرى اتّفاق افتاده است . دربارهء كرامات او پيش از ولادت و مقارن آن در عهد صبا رواياتى در مآخذ مختلف ديده مىشود كه البته مولود اعتقاد پيروان و مريدان او بويست ، چنان كه نظاير آنها را در احوال غالب پيشروان صوفيه مىبينيم ؛ و از جملهء مطالب غريب كه در احوال او ذكر كرده‌اند يكى آنست كه چون بهفده سالگى رسيد « بر جملهء علوم از معقول و منقول مطّلع شده بود و مستفيد گشته ، تا چنان شد كه در شهر همدان در مدرسهء شهرستان بافادت و ديگران در خدمتش باستفادت مشغول بودند » « 1 » و دنبال اين سخنان هنگامى كه جامع ديوان عراقى از واقعهء ترك تدريس او سخن مىگويد نام از كتبى در تفسير ( تفسير كبير امام فخر و تفسير فرّاء بغوى ) و حكمت ( اشارات ابن سينا ) و طب ( حاوى محمد زكريا ) و منطق ( جامع الدقايق نجم الدين دبيران ) و نجوم ( روضة المنجمين شهمردان رازى ) مىبرد كه آن « ذو فنون » تدريس آنها را براى تبديل « قال » به « حال » ترك نمود . گمان نمىرود كه عراقى بچنين جامعيتى در علوم و فنون رسيده بوده باشد و بهرحال تدريس كتاب جامع الدّقايق

--> ( 1 ) - مقدمهء ديوان عراقى ص 4